خرید بک لینک
۲۵ روز از مهر ۱۴۰۱ میگذرهحساب روزها و لحظهای گرانبهای زندگی و جوانیمو ندارمگاهی حالتهایی از پوچی و غم بیهوده سراغم میادچرا؟! خدا داند و دلم...اگر مجال نوشتن و خط خطی این پیجو پیدا کردماز هوای دلگیر و ساکت پاییزیه...پاییزی که دیگ ملموس تر شدهاز خدا میخوام کمکم کنه تا بتونم زن خوبی باشمزن خوب زندگی زن خوب زندگی پسرم و همسرم و خانوادم...زن خوب زندگی خودمقدر دادن خودم باشم...

برچسب: نویسنده: ترانه عابدی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 14:14

چه زود ۷ آبان شدو چه زود امروز شب شددنیا در پاییزی ترین شکل ممکندر بارونی ترین شکل ممکندر مه آلودترین شکل ممکنو گرفته ترین شکل ممکنسرما هم چاشنی این هواست

برچسب: نویسنده: ترانه عابدی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 14:14

در من کوچه ای است که با تو در آن نگشته ام سفری است که با تو هنوز نرفته ام روزها و شب هایی است که با تو به سر نکرده ام و عاشقانه هایی که با تو هنوز نگفته ام...♥️♥️برای پارسین عزیزم فرزند عزیزتر از جانم که به من زندگی بخشید به پناه زندگیم ...از هر زمان دیگر محتاج تو هستم به قول شاملو:نفسی که میکشم تو هستی خونی که در رگهایم میدودو حرارتی که نمیگذارد یخ کنم. امروز بیشتر از دیروز دوستت میدارم و فردا بیشتر از امروز.و این ضعف من نیستقدرت تو است...♥️

برچسب: نویسنده: ترانه عابدی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 14:14

صفحه بندی